شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۴۹۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا دو زلف تو پیچ و تاب آوردشور در حال شیخ و شاب آورد
۲
رشک روی تو ای پریچهرهلرزه در چشم آفتاب آورد
۳
روی چون آفتاب دوست بدیددیدهٔ ما به دیده آب آورد
۴
جان چو مشتاق بود بر وصلتاز دل سوخته کباب آورد
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth