خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۵۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گل رفت حالی از چمن تا خود به بستان کی رسدوز شوق رویش ناله و زاری به دستان کی رسد
۲
گفتم به باد صبحدم بشتاب در رفتن ولیافتان و خیزان میرود او نزد جانان کی رسد
۳
چون نزد جانان میروی بعد از سلام از من بگویدردی که من دارم ز تو آخر به پایان کی رسد
۴
چون عمر کوتاهست شب، چون زلف او هجران درازاین قصهٔ پر درد من هرگز به پایان کی رسد
صفحهٔ ۱ از ۲