خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۵۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا دردی بود در دل که از وصلش دوا باشددوای درد دوری را مگر لطف شما باشد
۲
مرا یاریست بی همتا، ندارد در جهان مانندچنین یاری نمیدانم که در عالم که را باشد
۳
ز دولت خانهٔ وصلت فتادم در شب هجراننگارینا چنین ظلمی بر این مسکین چرا باشد
۴
میان مجمع رندان همی خواهم که بنشیندبه شرطی کان بت مه رو به تنها زانِ ما باشد
صفحهٔ ۱ از ۳