خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۵۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تو بگو که چونم از تو دمکی گزیر باشدز رخی که همچو خورشید و مهی منیر باشد
۲
دل و دین و جسم و جانم چو تویی بگو که ما رابجز از خیال روی تو چه در ضمیر باشد
۳
به سر ار چو گو بگردم ز در تو برنگردماگر از جفات بر ما همه تیغ و تیر باشد
۴
مدوان سمند هجران به شکستگان بی دلسبب آنکه ناله زار لگام گیر باشد
صفحهٔ ۱ از ۳