خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۵۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نگارا وقت آن آمد که گل بر بار خوش باشدکنار سبزه و مطرب به روی یار خوش باشد
۲
میان باغ با ساغر رقیبان بر کنار از منبه روی دوست بنشستن که گل بی خار خوش باشد
۳
تو با ذوق و تماشا در میان باغ با یاراندل مسکینم از هجران چنین افگار خوش باشد
۴
روا داری که این بی دل چنین مهجور در هجرانبدین مهجوریام جانا دل اغیار خوش باشد
صفحهٔ ۱ از ۳