خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۵۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر خسته دلان جور از این بیش نباشدنیش ستم آخر به سر ریش نباشد
۲
مجروح دل خستهام از تیغ فراقشدر نوش لبت بهره بجز نیش نباشد
۳
هرکس خورد آخر غم احوال دل خویشما را به غم عشق غم خویش نباشد
۴
بیگانه به حال من دلداده ببخشودمشکل که ترحّم به دل خویش نباشد
صفحهٔ ۱ از ۳