شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۵۸۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دیده‌ای کاو به سر کوی وفا رهبر شدبی تکلّف به همه ملک جهان سرور شد
۲
دیده‌ام بی تو نمی‌دید جهان را گوییتوتیای شب وصل تو ورا رهبر شد
۳
جان همی داد دلم در هوس دیدارتشکر یزدان که به مهر رخ تو بیمر شد
۴
فصل ایام بهارست و لب جوی خوشستلیک با زیور حسن تو کنون بهتر شد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth