شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۵۸۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جمال روی تو بر ملک دل چو سرور شددو چشم بخت من از دیدنش منوّر شد
۲
چو آفتاب جمالت برآمد از مشرقجهان حسن و لطافت تو را مقرّر شد
۳
چو روشنی رخت دید آفتاب ز رشکتبش گرفت و ضرورت مطیع و چاکر شد
۴
رُخم ز جور چو زر گشت و نیک می‌دانیکه خیل وجه تو از مال ما توانگر شد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth