شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۵۹۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا دل مسکین من دیوانه شددر غم عشق رُخت افسانه شد
۲
تا شد او با درد عشقت آشنابی تکلّف از جهان بیگانه شد
۳
خان و مان بر باد مهرت داده‌امتا غم روی تواَم همخانه شد
۴
بوسه‌ای می‌خواستم گفتی که نهشکر کردم چون لبت پروانه شد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth