شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۵۸۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلبرا مسکین دل من در غمت دیوانه شدبا غم هجران رویت روز و شب همخانه شد
۲
در کنار ما نمی‌آید شبی سرو قدتلاجرم در بحر غم جویای آن دُردانه شد
۳
آشنایی بود ما را در ازل با عشق تواز چه رو با من چنان آن بی وفا بیگانه شد
۴
بود ما را پیش از این در تن دلی محزون تنگواین زمان عمریست کان هم در پی جانانه شد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth