شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۵۹۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مژده دادند دلم را که دلا یار آمدغم مخور ای دل غمدیده که غمخوار آمد
۲
زآب چشم تو که سرچشمه حیوان ارزدمیوه شاخ شب وصل تو در بار آمد
۳
گفتم آخر دل بیچاره هجران دیدهناله و آه سحرگاه تو در کار آمد
۴
از گلستان وصال تو نگارا به چه رویزان نصیب من دلداده همه خار آمد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth