خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۶۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا چند با دل من مسکین جفا کندآن بی وفا نگار به ترک وفا کند
۲
هست او طبیب این دل محزون ناتوانواجب کند که درد دلم را دوا کند
۳
کامم ز شربت شب هجران شدهست تلخکامم چه باشد ار ز لب خود دوا کند
۴
او پادشاه حسن و ملاحت از آن شدهستتا گوش و هوش و دیده به سوی گدا کند
صفحهٔ ۱ از ۲