خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۶۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باشد که درد ما به تفقّد دوا کندکام دل ضعیف ز وصلش روا کند
۲
آن سرو ناز رسته که در بوستان ماستباشد که از کرم نظری سوی ما کند
۳
مردم ندامتی ز خطا بردهاند لیکتا چند چشم مست تو چندین خطا کند
۴
بادا جدا ز کام و دل و آرزوی جانآن کس که یار ما ز بر ما جدا کند
صفحهٔ ۱ از ۳