خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۶۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عاقبت درد من خسته سرایت بکنداز فراق تو بسی با تو شکایت بکند
۲
آنچه دیدم ز جفای فلک و جور رقیببخت شوریدهٔ من با تو حکایت بکند
۳
درد هجران تو افکند در آتش دل منمگرم وصل تو ای دوست حمایت بکند
۴
جان رسیدم به لب از شدّت هجران جانالطف جان پرور تو بو که عنایت بکند
صفحهٔ ۱ از ۲