خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۶۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر دم که جان وصال تو را یاد میکنداز غصّهٔ جهان دلم آزاد میکند
۲
چشمت بریخت خون دل مردمان به زجرآن شوخ دیده بین که چه بیداد میکند
۳
سرو قدت چو بگذرد اندر میان باغبالاش ناز با قد شمشاد میکند
۴
در صبحدم به سوی گلستان گذار کنبلبل ز گل شنو که چه فریاد میکند
صفحهٔ ۱ از ۲