خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۶۶۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جهان را دولت و بختی جوان بودچو با وصل تو ای آرام جان بود
۲
خوشا روزی که بودم در کنارتمیان ناز و دشمن بر کران بود
۳
مرا با قامت و رخسار خوبتفراغی از گل و سرو روان بود
۴
کنون در هجر چون نتوان صبوریچو با وصل تواَم حال آنچنان بود
صفحهٔ ۱ از ۲