خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۶۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر کسی را درد بی درمان بوداز لبت درمان او آسان بود
۲
قطرهای زان چشمهام بر لب چکاناعتمادی نیست تا بر جان بود
۳
دیدهٔ جان بربدوزم از رختگر جهانی سر به سر پیکان بود
۴
تو همه جانی که دل بردی ز مابا تو ما را چون سخن در جان بود
صفحهٔ ۱ از ۳