خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۶۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوش آن شبم که ز روی تو ماهتابی بودامید صبح وصالم به آفتابی بود
۲
خوش آن زمان که به روی تو برگشادم چشمخوش آن دمی که به وصلت مرا شتابی بود
۳
جمال روی تو را من نشان نیارم دادچه جای این مگر آن خود خیال و خوابی بود
۴
به راه بادیهٔ شوق و کعبه مقصودزلال وصل تو جستیم و خود سرابی بود
صفحهٔ ۱ از ۲