خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۶۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن کس که مرا از دو جهان یار گزین بودبرگشت ز عهد من و شرطش نه چنین بود
۲
دل بردی و بر آتش هجرم بنشاندیامّید من و عهد تو ای دوست نه این بود
۳
شادیم که جان در غم عشق تو بدادیمزآن رو که غمت در دل من نقش نگین بود
۴
گفتم که شبی دست به وصلم نگرفتیگفتا چه کنم دشمن بدخو به کمین بود
صفحهٔ ۱ از ۳