شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۶۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرا چو دامن وصلت شبی به دست آیدو یا ز زلف تو تاری گرم به شست آید
۲
ز لعل تو بربایم به حیله بوسی چنداگرچه غمزه خونریر یار مست آید
۳
هرآنکه چشم تو را دید و آن لب میگونیقین شدم که از آن باده می پرست آید
۴
به ناز اگر بخرامی دمی سوی بستانبه پیش قامت تو سرو ناز پست آید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth