خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۶۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مگر روزی شب هجران سر آیددرخت وصل جانان در بر آید
۲
مگر سرو قد دلدارم از درشبی از روی غمخواری درآید
۳
بگفتم ترک عشق او کنم لیککنم ترک غمش گر دل برآید
۴
شب هجران چو زلفش تیره رنگستچو عمر دشمنت هم آخر آید
صفحهٔ ۱ از ۲