شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۳۵۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر نه از خاک درت باد صبا می‌آیدصبحدم مشک‌فشان پس ز کجا می‌آید
۲
ای جگرسوختگان عهد کهن تازه کنیدکه گل تازه به دلداری ما می‌آید
۳
گل تر را ز دم صبح به شام اندازداین چنین گرم که گلگون صبا می‌آید
۴
به هواداری گل ذره صفت در رقص آیکم ز ذره نه‌ای او هم ز هوا می‌آید
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth