شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۳۵۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلبرم رخ‌گشاده می‌آیدتاب در زلف داده می‌آید
۲
در دل سنگ لعل می‌بنددکو چنین لب‌گشاده می‌آید
۳
شهسوار سپهر از پی اومی‌رود کو پیاده می‌آید
۴
زلف بر هم فکنده می‌گذردخلق بر هم فتاده می‌آید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth