شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۶۹۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مگر صبا ز سر کوی یار می‌آیدکه بوی سنبل گیسوی یار می‌آید
۲
مرا هوای جنون تازه می‌شود هر دمکه یاد سلسلهٔ موی یار می‌آید
۳
معطّرست دماغ دلم به باد سحراز آن سبب که ازو بوی یار می‌آید
۴
روا بود که نویسم ز خون دیده و دلجواب نامه که از سوی یار می‌آید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth