شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۷۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نصیب دشمنم بادا چنین عیدنپندارم چنین عیدی که کس دید
۲
دلش هرگز ز روی مهربانیبر این بیچارهٔ مسکین نبخشید
۳
نپرسید از من رنجور مهجورمگر مسکین عیادت هم نیرزید
۴
به جانان گفتم ای جانم فدایتبه جان و دل از این معنی برنجید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth