شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۷۲۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آنچه دل حزین من از جور او کشیدنه دیده دیده باشد و نه گوش کس شنید
۲
از دست جور بی حد و اندوه گریه گفتاز حد بشد تحمّل و جانم به لب رسید
۳
بر حال زار من دل سنگین بسوزدتگر شرح آن دهم که دل خسته‌ام چه دید
۴
شرح غمش چگونه دهم شمّه‌ای از آنکاو رفت و دیگری به من خسته دل گزید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth