خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۷۱۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در سرابستان جان تا قد او بالا کشیدسیل چشمم در فراقش میل بر دریا کشید
۲
وعدهٔ وصلم همی داد او به چشم نیمه مستلیکن آب محبوب جان چون زلف خود در پا کشید
۳
گرچه گل را رنگ و بویی هست در فصل بهاراین دل محزون من بر روی شهرآرا کشید
۴
گرچه در زیباییش همتا نباشد در جهانبس جفاها کاین دلم زان دلبر رعنا کشید
صفحهٔ ۱ از ۲