شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۷۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خوش نسیمی می‌وزد در صبح از بوی بهارساقیا برخیز و زود آن بادهٔ گلگون بیار
۲
تا خمار روز هجران را به آب سرخ میبشکنم در انتظار آن نگار غمگسار
۳
نرگس شهلای بستان را کنم جان پیشکشدل دهم بر باد غم بر یاد چشم پُر خمار
۴
در میان خون دل مستغرقم از درد آنکان قد چون نارون را کی درآرم در کنار
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth