خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۷۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خسته دلی بسته دل در سر زلفین یارطاقت صبرش نماند داد ز دست اختیار
۲
دل ستدی ای صنم قصد به جان کردهایگرچه نباشد مرا در غم عشق تو کار
۳
دیدهٔ بی خواب من دل به سر عشق کرداز سر نامردمی کرد به جان زینهار
۴
گر ز منت عار هست ای بت دلخواه منبا غم عشق رخت هست مرا افتخار
صفحهٔ ۱ از ۳