شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۷۶۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از شراب وصل او مستم دگروز غم بیهوده وارستم دگر
۲
تا چو سرو از پیش ما برخاستیبا غم روی بنشستم دگر
۳
تا گشادی طرّهٔ زلف سیاهجان و دل در کار تو بستم دگر
۴
گفتم از دامت برون آیم به صبرکرده‌ای از زلف پا بستم دگر
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth