شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۷۸۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای تو چون محمود و من در بندگی همچون ایازبی نیاز از خلق و خلقی را به دیدارت نیاز
۲
ای صبا با زلف یارم چند بازی کز حسدسوختم بازی رها کن بیش ازین با او مباز
۳
هر که را افتاد بر محراب ابروی تو چشمکافرست ار پیش محرابت نیاید در نماز
۴
در میان بندگانت بنده‌ای بیچاره‌امسایهٔ رحمت مگیر از بندهٔ بیچاره باز
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth