شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۷۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن سرو راست را که همی پرورم به نازاز آب دیده، چون بودم بر قدش نیاز
۲
آبم ببرد آن رخ چون آتشش از آندر بوتهٔ فراق چو سیمیم در گداز
۳
تا چند با فراق تو سازیم ای صنمیک شب به وصل کار من خسته دل بساز
۴
ما در میان بحر غمش اوفتاده‌ایماز ما کناره کرد قدی همچو سرو ناز
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth