خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۷۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فغان و داد ازین روزگار سِفله نوازکه دارد اهل مروّت بدین صفت به نیاز
۲
ز آهن و مس و رویست و قلع عالم پُرطلا و نقره ازین جور میرود به گداز
۳
چراغ بزر ز روغن همیشه میسوزدجفا نگر که سر شمع میبُرند به گاز
۴
به شهر، کبک و کبوتر به دانه میدارندبه دشت و کوه و بیابان به طعمه گردد باز
صفحهٔ ۱ از ۲