خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۷۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جفا نمود دلم بر سر وفاست هنوزاگرچه درد فرستادم او دواست هنوز
۲
اگرچه بر سر جنگست با من مسکینبه جان دوست که دل بر سر صفاست هنوز
۳
ازین طرف همه شوقست و اشتیاق وصالاز آن طرف همه جنگست و ماجراست هنوز
۴
اگرچه خوان وصالش به دیگران عامستدلم به کوی شب وصل او گداست هنوز
صفحهٔ ۱ از ۲