شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۸۱۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نگار مهوش ما را که نیست مانندشچه بودی ار برسیدی به عهد پیوندش
۲
هوای خاطر ما چون هوای کویش کردز جان شد او به کمند دو زلف پابندش
۳
به ریش سینه ز دلدار مرهمی جستمنداد مرهم و بر سر نمک پراکندش
۴
چو دیده دید دو رخسارهٔ جهان آراشبه یک نظر دل مسکین بر آتش افکندش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth