شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۳۷۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
برکناری شو ز هر نقشی که آن آید پدیدتا تو را نقاش مطلق زان میان آید پدید
۲
بگذر از نقش دو عالم خواه نیک و خواه بدتا ز بی نقشیت نقشی جاودان آید پدید
۳
تو ز چشم خویش پنهانی اگر پیدا شویدر میان جان تو گنجی نهان آید پدید
۴
تو طلسم گنج جانی گر طلسمت بشکنیز اژدها هرگز نترسی گنج جان آید پدید
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth