شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۳۷۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
قطره گم گردان چو دریا شد پدیدخانه ویران کن چو صحرا شد پدید
۲
گم نیارد گشت در دریا دمیهر که در قطره هویدا شد پدید
۳
گر کسی در قطره بودن بازماندقطره ماند گرچه دریا شد پدید
۴
گم شو اینجا از وجود خویش پاککان که اینجا گم شد آنجا شد پدید
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth