خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۸۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به جان آمد دل من از جفایشخدا را با که گویم ماجرایش
۲
من آن دستانهای او چه گویمچهها دیدم من از جور جفایش
۳
به خاطر هجر جانم را خراشیدگلی کی چیدم از باغ رضایش
۴
دلم با عشق او خو کرد عمریکنون از هجر میباید جزایش
صفحهٔ ۱ از ۳