خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۸۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر شبی سوی من خسته دل افتد رایشچه تفاوت کند از رای جهان آرایش
۲
گر عنانی ز عنایت سوی ما گرداندجان فشانیم به جای سر و زر در پایش
۳
گر خرامد قد چون سرو روانت در باغهیچ شک نیست که در دیدهٔ ما شد جایش
۴
آنکه شب تا به سحر در غم تو بخروشدفارغی ای صنم از دیدهٔ خون پالایش
صفحهٔ ۱ از ۳