خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۸۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای دل به گرد کعبه کوی تو در طوافوی جان زده ز دولت وصل رخ تو لاف
۲
گفتم شبی به دولت وصلت نوازشیفرما، جواب داد مگو بیش ازین گزاف
۳
گفتم به حلق تشنه ما ریز جرعهایزان جام لعل رنگ تو از دُرد یا ز صاف
۴
ما را به غیر بندگی تو گناه نیستگر میزنی به تیغ جفا ور کنی معاف
صفحهٔ ۱ از ۲