خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۸۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چنان به وصل تواَم از میان جان مشتاقکه هست مردهٔ بیچاره بر روان مشتاق
۲
اگرچه دوست چنان نیست با من مسکینبه وصل دوست ز جان و دلم همان مشتاق
۳
به روی دوست چه گویم چگونه مشتاقمچنانکه بلبل بی دل به گلستان مشتاق
۴
من از جهان به تو مشتاقم ای پری رخساروگرچه نیست تو را دل به دوستان مشتاق
صفحهٔ ۱ از ۲