شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۸۶۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ما را ز حد برفت ز درد تو اشتیاقتا کی کشیم زهر فراق تو در مذاق
۲
رحمی به حال زار من مستمند کنزان رو که نیستم پس ازین طاقت فراق
۳
آن طاق و جفت من که ببازید عشق توبا درد عشق جفت شدیم وز صبر طاق
۴
جان می‌دهیم بر سر کویش ز گفت و گوییک شب وصال دوست مگر افتد اتّفاق
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth