شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۸۶۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خون جگر خورم به جهان با غم فراقجانم به لب رسید خدا را ز اشتیاق
۲
گویی صبور باش به هجران بگو که چنداز صبر تلخ گشت ز هجران مرا مذاق
۳
روزی مگر تو شدّت هجران ندیده‌ایروزی مباد هیچ کسی را شب فراق
۴
مستیم از آن دو نرگس مخمور سرکشتجفتیم با غم تو از آن ابروان طاق
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth