شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۸۶۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به جان رسید دل من ز گردش افلاکشده‌ست جامه صبرم ز دست هجران چاک
۲
ز نوشداروی وصلم به جان رسان ور نیچو جان رسید به لب، حاصلم چه از تریاک
۳
اگرچه ترک من خسته دل نگار بگفتبه ترک دوست نگویم به جان او حاشاک
۴
اگر کنم گذری بر دلش عجب نبودچرا که در دل دریا گذر کند خاشاک
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth