خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۸۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ندارم در غم عشقت ز کس باکبلی هستم ز هجران تو غمناک
۲
اگر یاری دگر داری به جایمندارم جز تو من دلدار حاشاک
۳
تو سرو جان مایی در گلستانکند روزی گذر هم سرو بر خاک
۴
منم خاشاک راه ای بحر معنینباشد بحر هم خالی ز خاشاک
صفحهٔ ۱ از ۲