شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۸۷۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای برده رخت ز روی گل رنگیارب دل تو دلست یا سنگ
۲
صلحست و صفا میان احباببا مات چرا همه بوَد جنگ
۳
گر تیغ زنی ز دست و بازودل چون گسلد ز دامنت چنگ
۴
نزدیک بود غم تو چون جانگر دور شود هزار فرسنگ
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth