خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۸۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دردم ز حد گذشت و ندارم دوای دلاز وصل ساز چاره دوایی برای دل
۲
شد خان و مان این دل بیچارهام سیاهتا گشت شَست زلف تو جانا سرای دل
۳
آنچه من از برای دل خسته میکشمآخر بگو که با که بگویم جفای دل
۴
دل رفت و گشت مونس دلدار و من کنونبی یار و بی دلم بشنو ماجرای دل
صفحهٔ ۱ از ۳