خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۸۹۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا کی کنم ای دوست به درد تو تحمّلدریاب دلم را و مکن بیش تعلّل
۲
رحمی کن و بر حال من خسته ببخشایتا چند کنی بر من سرگشته تطاول
۳
چندم به سر خار جفا دل بخراشیای گل چه زیان باشدت از صحبت بلبل
۴
چون گل به چمنهای جهان روی نمایدبلبل نتواند که کشد بار تحمّل
صفحهٔ ۱ از ۳