شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۹۱۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سالها در عشق تو خون خورده‌امرنجها از دست هجران برده‌ام
۲
تا مگر بینم دمی رخسار توجان و دل ایثار پایت کرده‌ام
۳
مردم چشمم که بینایی دروستاز غم هجرانش بس آزرده‌ام
۴
در فراق رویت ای زیبا نگارمن ز دیده خون دل آورده‌ام
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth