خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۹۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آفتاب رویش از مشرق برآمد صبحدمحسن ماه و مشتری هم بر سر آمد صبحدم
۲
کس نمییارد نشان دادن که سرو آید برمسرو ناز ما ز لطفش در بر آمد صبحدم
۳
من ز آب دیده هر شب باز یاری کردهامتا گل بستان وصلم در بر آمد صبحدم
۴
در شب دیجور هجران ناله از جان میکُنمتا نگارم ناگهان از در درآمد صبحدم
صفحهٔ ۱ از ۲